سيريل لويد الگود ( مترجم : محسن جاويدان )
43
طب در دوره صفويه ( فارسى )
اواخر اين بخش كمتر جنبهء طبى داشته و بيشتر درباره مو ، لوسيونها ، مواد رنگبر و پاك كنندهء لكها ( كه واقعا ارزش آن را دارد كه در طب مدرن مورد بررسىهاى علمى و دقيق قرار بگيرد ) ، بوده و در آخر هم شرح داده شده است كه زنها براى آنكه بدنى جذابتر و هوسانگيزتر داشته باشند چگونه بايد تن و بدن خود را آرايش كنند . قسمت سوم عجائب طب نام دارد و مطالب آن به قدرى جالب است كه من نمىتوانم بدون بازگو كردن نمونههائى از آنچه كه در اين بخش نوشته شده است به موضوع ديگرى بپردازم : 1 - درمان معتادان به شراب : اگر در جام شراب كسى اندكى مدفوع شير انداخته شود آنچنان انزجارى از شراب پيدا مىكند كه ديگر هرگز لب به آن نمىزند . 2 - آزمايش بكارت دختر : اگر مقدارى كفشير سائيده شود و با مقدارى مساوى گرد گوشماهى مخلوط گردد و در بينى دختر ريخته شود ، چنانچه دختر عطسه كرد باكره است و اگر عطسه نكرد باكره نيست . 3 - كشف دروغ : اگر زبان قورباغه سبز روى قلب زنى كه خوابيده است گذارده شود ، و يا اگر بستر او به هنگام خواب با قسمتى از بدن قورباغه سبز دود داده شود و بعد قورباغهاى روى صورت يا سينه او قرار داده شود ، و يا حتى اگر رختخواب او با قسمتى از بدن قورباغه خوب دود داده شود زن وقايع روز گذشته را بىكموكاست و در كمال حقيقت بيان مىدارد . 4 - براى خوردن آتش : يكى از خواص عجيب اذن الفار اين است كه اگر با نشادر مخلوط گردد و به مخاط دهان و زبان ماليده شود ، انسان مىتواند بدون اينكه بسوزد آتش را در دهان خود بگذارد . 5 - خنك ساختن هوا : اگر چند عدد سوسك زير يك سرپوش مسين قرمز رنگ قرار داده شوند هوا خنك مىشود و موجب ريزش باران مىگردد . به نظر من يك چنين نظرياتى بخش بزرگى از علم دارودرمانى دوره صفويه را تشكيل مىدهند ، ولى البته كتب ديگرى هم وجود دارند ، براى مثال مىتوان از جامع الجوامع نوشته افضل بن يحيى گيلانى كه در برخى از تذكرهها كامل الدين افضل نيز ناميده شده است نام برد . اين كتاب در سال 1002 نوشته شده و به نام شاه عباس كبير گرديده است . يكى ديگر از كتب مهم داروسازى اواخر دورهء صفويه قربادين قادرى تاليف محمد اكبر ارزانى است كه در سال 1126 در هند نوشته شده و از آنجا كه نويسنده شاگرد سيد عبد القادر گيلانى بوده است آن را قربادين قادرى ناميده است اين كتاب نسبتا حجيم و شامل 23 باب مىباشد و در عهد خود از آن چنان شهرتى برخوردار بود كه در سال 1286 در دهلى به چاپ رسيد .